close
تبلیغات در اینترنت
امام حسین ع
loading...

گروه عطش

امام حسین ع

پشیمانی ابلیس در واقعه ی عاشورا !؟؟

پدر آیت الله سید محمدتقی مدرسی نقل می کند: عصر عاشورای سال 61 هجری ، شیطانک ها دیدند که ابلیس سرکرده ی آنان ، به سر و صورت می زند و می گرید گفتند: امروز که تو باید خوشحال باشی از چه رو پریشانی و گریان؟

گفت: اشتباه بزرگی کردم که این جماعت را واداشتم که حسین را بکشند

گفتند:چطور؟ مگر تو نمی خواستی این جمع به ظاهر مسلمان ، راهی جهنم شوند؟ و مگر نشدند؟

گفت:چرا چنین شد ولی از این نکته غفلت کرده بودم که با این کار ، باب رحمت الهی به روی مردم باز می شود هرکس به نحوی خود را در دستگاه امام حسین [علیه السلام] جای می دهد و از شفاعت او بهره مند می گردد.

منبع:داستانهای روح فزا ص  127   

 


حسین ابوعلی بازدید : 41 سه شنبه 03 دي 1392 زمان : 23:46 نظرات ()

چند روز پیش داشتم به حرفای یه بنده خدایی گوش میدادم رسید اینجا یه طوری شدم…میگفت: یه دوستی داشتیم،اهل مشارطه و مراقبه و محاسبه..از اونا بوده که خیلی رو کاراش حساس بوده ..این آقا تو همون جوونی میمیره، شب اولی که تو قبر گذاشتیمش ماهم گفتیم خب دوستمون بوده حق به گردنمون داره این یه شبه که سختترین شب هر آدمیه بیایم واسیم بالا قبرش و براش دعا بخونیم . هر چی بلد بودیم رو کردیم ، قرآن ، کمیل ، زیارت عاشورا ، توسل ، دعای جوشن کبیر تا صبح وصل به دعای ندبه و دعای عهد و …


ساعت حدودای ۲ نصفه شب یکی از بچه ها یهو از جاش بلند شد ، مثه بید می لرزید پرسیدم: محمد چیه؟‌گفت : کسی اینجا بود؟ گفتم نه ، دیدیم داره گریه میکنه گفت:همین الان یه لحظه تو خواب بیداری بودم ،یه سید بزرگوار اومد پیشم، تکونم داد گفت: اینجا چی کارمیکنی؟
گفتم:رفیقمون بوده از غروب آفتاب تا حالا پیششیم ،گفت چرا خوابیدی؟ ‌گفتم آقا یه لحظه خسته شدم خوابیدم . گفت:خواب معنا نداره بلند شید نکیر و منکر و آوردن بالا سرش میخوان ازش سوال کنن بلند شید یه کاری کنید براش!! تا اینو گفت بچه ها منقلب شدن شروع کردن به دعا خوندن و روضه خوندن.. منم تو این لحظه رفتم بالا سرش، سرمو چسبوندم رو قبرش گفتم: السلام علیک یا اباعبدالله، آقاجون نوکرتیم یه عمر برات سینه زده گریه کرده نکنه این لحظه های آخری دستشو رها کنی نکنه تنهاش بذاری گذشت اون شب..شب هفتش بازم یکی از همون بچه ها خوابش و دید گفت علیرضا چه خبر؟ شب اول قبر سخت بود؟ گفته بود خیلی سخت بود ،نکیر و منکر اومدن بالا سرم، هر چی میگفتن، زبونم بند اومده بود هر چی گفتن من ربک ؟ هیچی یادم نمی اومد،من نبیک؟من امامک ؟ هیچی یادم نمی اومد.یهو دیدم شما بالا قبرم نشستید دارید روضه میخونید ..گفتم من هیچی یادم نمیاد اما فقط اینو میدونم آقام حسینه!!… یهو دیدم ،دارن میگن :

رهاش کنیم بوی حسین میده

چون در لحدم نکیر و منکر دیدند یک یک همه اعضای مرا بوئیدند

دیدند ز من بوی حسین می آید از آمدن خویش خجل گردیدند

مصطفی قنواتی بازدید : 19 یکشنبه 01 دي 1392 زمان : 17:10 نظرات ()

آیاتی را که سر مبارک امام حسین (ع) بر سر نیزه خواند :

زيد بن أرقم روايت كرده است كه من در آن روزي كه سرهاي شهداء كربلا را در ميان كوچه‎هاي كوفه بر روي نيزه‎ها حمل مي‎كردند، در ميان يك غرفه‎اي نشسته بودم كه سر بريدة امام حسين ـ عليه السّلام ـ را كه بر فراز يك نيزه جا داشت از برابرم گذشت و در آن هنگام شنيدم كه سر امام حسين آيه 9 از سوره کهف را تلاوت مي‎فرمود: «آيا خيال مي كني كه پيش آمد ياران كهف و رقيم[ خفتگان غار لوحه دار ] از اين همه آيات بزرگ ما شگفت آورتر است» و زمانيكه من اين آيه را شنيدم گفتم: «به خدا سوگند سر بريدة شما اي فرزند رسول خدا شگفت آورتر از پيش‎آمد اصحاب كهف است. [1]


امّا روضة الشهداء ملا حسين كاشفي به اين مطلب اشاره مي‎كند و مي‎نويسد: وقتي كاروان اسراء به همراه سرها در حاليكه بر روي نيزه‎ها حمل مي‎شدند و به طرف شام برده مي‎شدند، در بين راه يك مردي يهودي بنام يحيي حرّاني به استقبال اين كاروان آمد، ناگاه چشمش به سري افتاد كه لبهاي وي به هم مي‎خورد. مي‎گويد راوي كه اين يهودي گفت من نزديكتر رفتم و گوش فرا داشتم كه اين كلمات را شنيدم

«وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ» [2]

یعنی : ((و به زودی کسانی که ظلم کردند خواهند دانست که به کدامین بازگشتگاه بازمی گردند.))

 

[1] . مفيد، ارشاد، قم، نشر مؤسسه آل البيت ـ عليه السّلام ـ ، چاپ اوّل،1413، ج2، ص117.
[2]. شعراء/227. و به زودی کسانی که ظلم کردند خواهند دانست که به کدامین بازگشتگاه بازمی گردند.

حسین ابوعلی بازدید : 27 شنبه 23 آذر 1392 زمان : 0:44 نظرات ()

کوفه خشکسالی شده بود

خیلی وقت بود باران نباریده بود

آمدند خدمت حضرت علی ع...

ایشان فرمودند به فرزندم حسین بگویید برایتان دعا کند

امدند خدمت امام حسین ع , حضرت دعا کردند و باران بارید

خوشحال شدند

گفتند "جبران میکنیم"
.
.

                                                                                                        

.

جبران کردند آن هم چه جبرانی ...

السلام علیک یا عطشان...

 

حسین ابوعلی بازدید : 19 دوشنبه 20 آبان 1392 زمان : 1:26 نظرات ()
من حقیقتاً هر چه فکر کردم، دیدم نمى‌توانم این مطلب – قمه‌زدن – را که قطعاً یک خلاف و یک بدعت است، به اطّلاع مردم عزیزمان نرسانم. این کار را نکنند. بنده راضى نیستم. اگر کسى تظاهر به این معنا کند که بخواهد قمه بزند، من قلباً از اوناراضى‌ام.

بقیه در ادامه ی مطلب

مصطفی قنواتی بازدید : 23 جمعه 17 آبان 1392 زمان : 10:29 نظرات ()

در دوران معاویه
بدون شک چهرهای همچون امام حسین (علیه السلام) که از پستان رسالت شیر خورده ودر دامن ولایت پرورش یافته است نمی توانست در برابراعمال معاویه بی تفاوت باشد ولی مصلحت اسلام ایجاب می کرد که روش برادر را در پیش می گیرد تنها گاهی در برابر یاوه گوییهای او می ایستاد. امام حسین(علیه السلام) پس از شهادت برادرش نزدیک به ده سال بامعاویه معاصر بود و در این مدت سیاست آن حضرت در برابردستگاه سلطنت معاویه ادامه سیاست برادرش امام حسن(علیه السلام) بود. قیام در برابر مفاسد و جنایات معاویه را در شرایط موجود به مصلحت اسلام نمی دید ولی سکوت را نیز جایز نمی دانست و در هر فرصت با نوشتن نامه یا برخورد حضوری سیاست معاویه را محکوم می کرد.

مصطفی قنواتی بازدید : 28 جمعه 17 آبان 1392 زمان : 10:28 نظرات ()

                                                     

مهاتماگاندی (رهبر استقلال هند): من زندگی امام حسین، آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده‌ام و توجه کافی به صفحات کربلا نموده‌ام و بر من روشن شده است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از امام حسین پیروی کند.

                                            

چارلزدیکنز (نویسنده معروف انگلیسی): اگر منظور امام حسین جنگ در راه خواسته‌های دنیایی بود، من نمی‌فهمم چرا خواهران و زنان و اطفالش به همراه او بودند؟ پس عقل چنین حکم می‌نماید که او فقط به خاطر اسلام، فداکاری خویش را انجام داد.

                                                                                        

ـ آنطون بارا (مسیحی): اگر حسین از آن ما بود، در هر سرزمینی برای او بیرقی بر می‌افراشتیم و در هر روستایی برای او منبری بر پا می‌نمودیم و مردم را با نام حسین به مسیحیت فرا می‌خواندیم.

حسین ابوعلی بازدید : 17 شنبه 11 آبان 1392 زمان : 20:8 نظرات ()

آنگاه که امام حسین(علیه السلام) در قتلگاه، در خون خود غوطه ور بود اسب وى آمد دور بدن غرقه به خون و مجروح امام مى‏گشت و پیشانى خود را به خون مقدسش آغشته مى‏کرد.(۱) عمر سعد که این حالت را از آن حیوان مشاهده کرد دستور داد: او را بگیرند که از بهترین اسبهاى رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم) است، سواران اطراف اسب را محاصره کردند تا آن را دستگیر نمایند ...


حسین ابوعلی بازدید : 109 جمعه 10 آبان 1392 زمان : 19:58 نظرات ()

امام سجاد (ع) می فرماید :

این سخنان را پدرم ساعتی پیش از شهادت به من گفت. چون به شهادت رسید، بوی آن سیب از قتلگاهش می آمد. در پی آن سیب بودند و اثری از آن دیده نشد، ولی بوی سیب، پس از حسین (ع) هم باقی ماند؛ قبر او را زیارت کردم، دیدم بوی آن سیب از قبر او به مشام می رسد. پس هر کس از شیعیان ما که زائران قبر او باشند بخواهند آن بو را استشمام کنند، هنگام سحر دنبال آن روند. اگر مخلص باشند، آن را خواهند یافت.

حسین ابوعلی بازدید : 19 پنجشنبه 09 آبان 1392 زمان : 20:5 نظرات ()

دکترها جوابم کرده بودند ...

فقط یکی گفت : دارو برایت می نویسم ، جواب می دهد ...!!

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین...اللهم صلی محمد و آل محمد و عجل فرجهم...

حسین ابوعلی بازدید : 13 چهارشنبه 03 مهر 1392 زمان : 20:3 نظرات ()
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • نظرسنجی
    اگرشمامدیروبلاگ بودید بیشترچه پست هایی میگذاشتید؟




    پیوندهای روزانه
  • منجی (7)
  • آرشیو لینک ها
  • آمار سایت
  • کل مطالب : 281
  • کل نظرات : 95
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 13
  • آی پی امروز : 8
  • آی پی دیروز : 23
  • بازدید امروز : 36
  • باردید دیروز : 48
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 120
  • بازدید ماه : 909
  • بازدید سال : 5,118
  • بازدید کلی : 72,989
  • کدهای اختصاصی